زيانكارترين مردم آنها هستند كه عمرشان را در حيات دنياي فاني تباه كردند و به خيال باطل خود مي پنداشتند نيكو كاري مي كنند.
قرآن كريم ، سوره كهف آيه 104
خدا و فرشتگانش حتي مورچه در لانه اش و ماهي در دريا بر كسي كه به مردم خير و نيكي مي آموزد درود مي فرستند .
پيامبر اعظم ، حضرت محمد (ص)
مردم دو گونه اند : آسوده و گرفتار . پس به گرفتار رحم كنيد و خداوند را به داشتن عافيت سپاس گزاريد.
پيامبر خدا حضرت عيسي (ع)
بحث ، رقابت و جبهه گیری جناح های سیاسی در مورد مسائل مختلف خود نشان دهنده پویایی و فضای باز سیاسی در هر جامعه می باشد لیکن گاهی ممکن است این رقابت به تنش تبدیل گردد که در این صورت به عاملی برای ایجاد بحران در جامعه تبدیل می شود .
در کشور ما نیز با مشخص شدن تکلیف انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب جناب آقای دکتر احمدی نژاد از سوی مردم برای این مسئولیت ، هر چند که جناح اصولگرا پیروز این انتخابات نامیده شد لیکن در واقع جریان جدیدی در جامعه بروز و نمود پیدا کرد که به نوعی آن را دولت اصلاحات اما از نوع اصولگرا باید دانست که درعین پایبندی به اصول و خط مشی انقلاب ، با طرح انتقاداتی به برخی از عملکردهای گذشته و با شعارعدالت محوری در تلاش برای رفع مشکلات و بهبود وضع کشور و مردم می باشد.
اما یکی از مواردی که در حال حاضر ما شاهد آن هستیم تخریب برخی از چهره های مطرح نظام میباشد که خود از پرچم داران انقلاب و از یاران حضرت امام (ره ) بوده و نقش ویژه ای در به ثمر رسیدن انقلاب داشته اند.
با کمی دقت در مسائل می توان به خوبی دریافت که در جریان انقلاب همیشه دست هایی وجود داشته که هر بار با پوشش جدید و تحت عنوان تازه ای قصد آسیب زدن به انقلاب ومنحرف کردن مسیر آنرا دارد. این افراد گاهی با نقاب اصولگرا ، گاهی با چهره اصلاح طلب ، گاهی در پوشش حمایت از این و آن و هر روز با قالبی جدید هدف شوم خود را برای دست یابی به آمال و یا انتقام گرفتن از انقلاب و ترمیم زخم ها و شکست های خود ، دنبال می کنند . حال اگر لازم بود در پوشش سازندگی ، اگر نیاز بود با فریاد اصلاحات ، در صورت لزوم تحت عنوان عدالت محوری و حمایت از دولت و گاهی نیز با شعار ولایت و با جانب داری از رهبری و با دامن زدن به اختلافات و یا با شایعه و تخریب اشخاص و ایجاد تنش در جامعه اصل نظام و انقلاب را زیر سوال می برند.
موید این گفته اینکه از چندی پیش عده ای شایعه بروز اختلاف بین رهبری و ریاست جمهوری را ایجاد و بيان نمودند و مقالات زیادی در لوای حمایت و تمجید از رهبری و تخریب دولت می توان یافت و جالب اینکه چندی پیش در یکی از سایتها مقاله و مطلبی درج شده بود که ضمن تمجید از سیاست و هوشیاری رهبری به انتقاد از دولت های آقایان هاشمی و احمدی نژاد پرداخته و نحوه برخورد رهبر معظم انقلاب با این دولتها را که نشان دهنده انتقاد و عدم رضايت از اين دولتها مي باشد را تحسین نموده بود و اين مقاله در واقع القاء كننده وجود مشكلاتي بين رهبر انقلاب و اين دو تن مي باشد.
در چنین شرایطی لازم است با هوشیاری این ترفند دشمنان را كه متاسفانه گاهي نا خواسته بوسيله افرادي غير مغرض كه تحت تاثير آن قرار مي گيرند دامن زده مي شود ، خنثی کرد و تحت تاثیر القائات این افراد قرار نگرفت و باید توجه داشت که دامن زدن به اختلافات و بزرگ نمایی مشکلات نتیجه ای بجز یاس مردم و تضعیف انقلاب نداشته و این خواسته و هدف دشمنان می باشد. لذا بایستی با سعه صدر و هوشیاری در جهت پیشبرد اهداف والا و مقدس انقلاب و امام (ره) و رهبری و شهدا با تمام اهتمام و تلاش و با خلوص انقلابی حرکت کرد و با کاهلی و عدم هوشیاری ، به انقلاب خدشه وارد نکنیم .
برخی قائلند به اینکه یکی از مهمترین علل پیشرفت کم جوامع جهان سوم و فی الجمله کشورهای اسلامی ، اعتقادات دینی و نوع نگرش آنها به انسان و جهان و در واقع ایدئولوژی و جهان بینی این جوامع میباشد .
بطور مثال در ارتباط با اسلام اینگونه مطرح می شود :
- اسلام هدف از خلقت انسان را رسیدن به کمال بیان می کند و مهمترین مساله در این راه خودسازی است و این محقق نمیشود مگر با تلاش در جهت مبارزه با نفسانیات و انجام عبادت و سعی در ترک محرمات و انجام مستحبات ، که این موارد در واقع به نحوی باعث عدم پویایی و ترک مسائل دنیوی و رویکرد انسان به مسائل اخروی می شود و عدم توجه به دنیا و به قول معروف پشت پا زدن به دنیا به عنوان یک ارزش مقدس در اسلام معرفی می گردد که خود تاثیر زیادی در جهان بینی مسلمانان دارد . حال مگر نه این است که لازمه پیشرفت علمی اقتصادی و سیاسی ، داشتن پویایی و تلاش در زمینه مسائل دنیوی و ساخت دنیایی بهتر می باشد؟ لذا این دیدگاه مهمترین عامل درعدم توسعه و یا کندی این روند را عدم نشاط و پویایی و رخوت مردمان این جوامع در اثر نوع نگرش دینی آنها می داند.
- می دانیم که جهان و بویژه غرب در نتیجه رنسانس و انقلاب علمی ، توانست گام در جهت توسعه و پیشرفت هر چه سریعتر گذارد. به این معنی که کاهش قدرت کلیسا به عنوان مرکز دینی مسیحیت و غرب و رویکرد آنها به سوکولاریسم تاثیر به سزایی درتسریع روند توسعه و پیشرفت همه جانبه غرب داشت . در واقع شرایط امروز جوامع غربی مرهون همین عامل است و این می تواند به عنوان درس بزرگ تاریخ باشد که دین در بسیاری از مواقع سدی است در مقابل علم و پیشرفت و توسعه و لذا جوامع دینی و من جمله کشورهای اسلامی ناچارند به پذیرش وتن دادن به رنسانسی دیگر در این جوامع .
در پاسخ به این شبهات و موارد و مسائلی از این قبیل بایستی گفت که اولاْ اسلام نگاهی کامل به انسان و مسائل انسانی دارد و افقی باز و وسیع در مقابل دیدگان بشر قرار می دهد که ضمن توجه به دنیا و تلاش در راستای ساختن آن به آخرت نیز توجه داشته باشد که این نوع نگاه متضمن پیشرفت انسان بدون تعرض به حریم دیگران و تضییع حقوق آنها و با رعایت اخلاقیات و کرامت انسانی و در نهایت حفظ سلامت جامعه می باشد.
آری در مکتب ما بارها سفارش به دوری از مادی گرایی شده است و عینیت این موضوع را در سیره بزرگان دین و امامان (ع) و بویژه در زندگی مولا علی (ع) می توان مشاهده کرد . سخن معروف مولاست که ارزش کفش پاره خود را نزد خود از ارزش دنیا بیشتر می دانند . و لیکن تلاش این امام همام در ایجاد نخیلات و باغها و سایر مسائل برهیچ کس پوشیده نیست و آن چیزی که مورد رد و نکوهش قرار می گیرد غرق شدن در مادیات است که باعث ایجاد بحرانهای اخلاقی در فرد و اجتماع شده و سبب از بین رفتن فضائل انسانی می گردد به نحوی که انسان حاضر است در جهت رسیدن به اهداف مادی خود دست به هر کاری بزند.نکته دیگر اینکه بزرگان دین و بویژه پیامبر اسلام (ص) نیز به علم آموزی تاکید زیادی نموده اند و حدیثی معروفی از ایشان نقل شده که می فرمایند : علم را بیاموزید ولو در چین باشد . و آن حضرت با کسانی که فقط به عبادت مشغول شده و به قول معروف تارک دنیا می شدند با شدید ترین نوع برخورد می کردند .
اسلام به حقیقت تاکید بسیار زیادی به پیشرفت مادی انسانها دارد که در تایید این مورد صدها مقاله می توان نوشت و در این جهت همین بس که اسلام کسی را که در راه تامین معاش زندگی و آسایش خود و خانواده کشته شود و یا بمیرد ، شهید می داند و ما می دانیم که در جه شهادت از درجاتی است که اهل بهشت به آن غبطه می خورند . پس ظلم است که اسلام و دین را بی توجه به مسائل مادی و عامل بازدارنده از پیشرفت و توسعه مادی بدانیم .
دوماْ: شکی در این نیست که وقوع رنسانس در غرب گامی بلند در جهت دستیابی جهان به پیشرفتهای فراوان بود لیکن در کالبد شکافی و ریشه یابی این مساله در می یابیم که مسیحیت و دین در آن زمان وسیله ای در دست افراد خاصی برای رسیدن به اهداف و حفظ و افزایش قدرت آنها بود و بدین منظور مسیحیت مورد تحریفات زیادی قرار گرفت و کلیسا از هر گونه حرکت علمی ، اجتماعی و یا سیاسی که احساس می کرد که به منافع آن لطمه وارد می نماید به اسم دین با آن مخالفت کرده و آنرا منکوب می نمود به نحوی که دنیا شاهد این بود که اندیشمندان و چهره های بزرگ علمی جهان آنروز به فرمان صاحب منصبان کلیسا و به جرم مخالفت با دین و یا به دلایل واهی دیگر به آتش غضب آنان می سوختند و یا مجبور به توبه و کتمان حقایق می گشتند.
لذا در چنین شرایطی و در حالیکه در حقیقت دین تحریف شده ، سدی در مقابل علم و پیشرفت بود رنسانس توانست نجات بخش جهان گردد.اما نباید این تجربه تلخ را به همه جوامع ، تفکرات ، ادیان و حکومتها نسبت داد . اسلام خود مخالف این گونه نگرش محدود به امور انسانی و مادی است و خود داعیه آزادی و علم آموزی را دارد.مویّد این بیان این است که با آمدن اسلام و گسترش آن در بین جوامع ، جهان شاهد افزایش دانشمندان و گسترش علوم بود و امروزه هیچ کس منکر خدمات شایان علمی مسلمین به جهان نیست و غرب به تقلید از جوامع اسلامی و در ادامه پیشرفتها و اکتشافات دانشمندان مسلمان توانست که به این حد از توسعه علمی نائل آید.
پس مشکل اصلی کجاست و علت عقب ماندن ما از غرب چیست ؟
برای رسیدن به پاسخی درست بایستی پژوهشهای دقیقی صورت پذیرد و مشکلات و موانع شناسایی گردد. اما چیزی که مشخص است این است که تا آن زمانی که مسلمین و جوامع اسلامی خود قدرتمند بوده و زیر سیطره دیگران نبودند ، توانستند به پیشرفتهای زیادی نائل شوند و بلاد مسلمین به عنوان مراکز علمی جهان معروف بودند . لیکن به دلیل وقوع جنگهای داخلی و به قدرت رسیدن حاکمان ناصالح و بی کفایت و در نتیجه نفوذ صدها ساله استعمارگران دراین سرزمین ها و به استضعاف کشیده شدن این کشورها و بسیاری از علل دیگر، این مشکلات ایجاد گردید.
در زمان استعمار نیز می توانیم نقش دین و عالمان دینی را بخوبی ببینیم .مگر نه این است که بسیاری از علما و بزرگان دینی ما همیشه ندای مبارزه با استعمار و بیداری و هوشیاری مسلمین را سرداده اند از جمله ایت الله میرزای شیرازی ، سیدجمال الدین اسد آبادی ، شیخ فضل الله نوری ، ایت الله مدرس ، که همگی نمونه هایی از علمای دینی سده های اخیر می باشند که در جهت بیداری مردم و دولتها تلاش کردند . نمونه بارز دوران اخیر هم امام خمینی (ره) می باشد که همیشه برعدم تمکین قدرت های بزرگ که به دنبال منافع خود هستند، از سوی ملتها و دولتها و تلاش روز افزون برای دستیابی به پیشرفت همه جانبه تاکید داشتند.
خوب که بنگریم می بینیم هنوز آثار استعمار در فرهنگ ، اجتماع و زندگی بسیاری از مردم کشورهای اسلامی وجود دارد . بایستی مردم یک مستعمره انسانهایی مصرف گرا ، بی جنب و جوش ، و در یک کلام ساکن و عقب مانده بوده و بجای سازنده ، خریدار و مصرف کننده کالاهای دولت های ذی نفع باشند.و این خود عامل مهمی در مقابل توسعه می باشد. لذا می بایست در اولین قدم برای توسعه و پیشرفت فرهنگ کار و تلاش را در جامعه ایجاد و گسترش داد و نیز انحرافاتی را که در دین ایجاد شده و به سبب آن توجه به دنیا و مادیات را نکوهش می کند که نمونه بارز آن صوفی گری است ، با تبیین اسلام و شیوه های مناسب، بطور کامل از جامعه زدود .
با انصاف که بنگریم اینک به برکت انقلاب اسلامی و با تلاشهای مسئولین و به ویژه مقام معظم رهبری و با تاکیدات ایشان و سیاست گذاری خوبی که انجام شده است و نیز با کمک و همراهی مردم ، امروز ایران به عنوان یک کشور اسلامی با سرعت بیشتر از گذشته راه توسعه و پیشرفت را می پیماید و هر روز ما شاهد موفقیت های چشم گیر دانشمندان ایرانی هستیم که بایستی با جهت گیری و سیاستگذاری مناسب این روند سرعت بیشتری به خود گرفته و ما شاهد ایرانی پیشرفته واسلامی باشیم . سایر ملل اسلامی نیز بایستی با حفظ وحدت و تقیّد هر چه بیشتر به اسلام ناب محمدی (ص) گام های بلندی در این مسیر برداشته و با پیشرفت و توسعه همراه با دینداری به جهانیان ثابت کنیم که اسلام متضمن سعادت بشر است. و این در حالی است که علم بدون تهذیب و توسعه بدون دینداری خود باعث ایجاد فجایعی می گردد که گاهی جبران ناپذیر است ودر بررسی تاریخ نمونه های زیادی از آن را می توان دید. فی المثل فاجعه بمباران اتمی هیروشیما و نظایر آن و ظلم وستم و کشتار مردم بی گناه کشورها به بهانه های واهی و به دلیل دستیابی به منابع و بازارهای جدید از سوی قدرت های جهانی با استفاده از تسلیحات و جنگ افزارهای پیشرفته و هزاران مورد دیگر خود گواهی است بر دستیابی به توسعه و پیشرفت بدون توجه به دین الهی و اخلاقیات که این ثابت می کند که سوکولاریزم و دین زدایی به هیچ عنوان تضمین کننده سعادت بشر نیست .

اگر تورقي در صفحات تاريخ ، از دوره هاي پيشين تا به امروز داشته باشيم به خوبي درمي يابيم كه ايران وايراني هميشه نقش شاياني در توسعه و پيشرفت علم در جهان داشته و دارد. ابن سينا ، ابوريحان بيروني و بسياري از متقدمين خود بنيانگذار و يا سرعت دهنده روند علمي جهان بوده كه نام خود را در دنيا جاودانه كرده اند .
در عصر حاضر نيز نام دانشمندان ايراني در بسياري از عرصه هاي علمي مي درخشد و تحقيقات و موفقيتهاي علمي دانشمندان ايراني در داخل و خارج از كشور توجه جهانيان را به سوي خود معطوف نموده و همه را وادار به اقرار به استعداد والا و توان علمي زياد مردمان اين مرز و بوم كرده است.
در المپياد هاي مختلف جهاني هميشه ايرانيان رده هاي بالا را به خود اختصاص داده و مي دهند . روز به روز اخبار موفقيت دانشمندان ايراني چشم جهانيان را به خود خيره مي كند. داروي كنترل ايدز ، نانو تكنولوژي ، ترميم نخاع ، موفقيتهاي هسته اي ، شبيه سازي ، علم روبوتيك ، توليد جنگ افزارهاي نوين و صدها مورد ديگر نمونه هايي از استعداد و نبوغ ايراني مي باشند و همه در راستاي جنبش نرم افزاري است كه رهبر معظم انقلاب آن را مطرح و مورد تاكيد قرار مي دهند .
ايرانيان اين را ثابت كرده اند كه مي توانند نام ايران را بر فراز قله هاي رفيع علمي جهان حك كنند و گذشته و حال ايران مويد اين توانايي مي باشد .
اینجا مي توانيد نام عده اي از بزرگان علمي ايران را كه در خارج از كشور و در مراكز مهم جهاني فعاليت دارند مشاهده نمائيد .

چند سالي است كه ما شاهد ناكامي هاي پي در پي دشمنان علي الخصوص آمريكا و اسرائيل هستيم . تمايل ملتها به چهره هاي ضد آمريكايي و به قدرت رسيدن مخالفين سياستهاي آمريكا در گوشه گوشه دنيا ، پيروزي حماس در انتخابات فلسطين و شكست مفتضحانه اسرائيل از حزب الله لبنان، چالش بزرگ آمريكا در عراق و بسياري موارد ديگر. در ايران نيز با تمام هزينه ها و تبليغات دشمنان، آنان در هيچكدام از انتخابات اخير به مقاصد و اهداف شوم خود دست نيافته و خود اذعان مي كنند كه در رسيدن به اهداف خود در ايران شكست خورده اند. لذا اينك با ايجاد توطئه هاي ديگري از جمله سعي در ايجاد جنگ داخلي و سلب امنيت ، تلاش براي ايجاد تفرقه بين شيعه و سني ، و ساير شيوه ها تلاش مي كنند راهي را براي جبران مافات پيدا كرده و به خواست خود نائل شوند.
يكي از رويكردهاي جديد آنان درايران ايجاد شايعه در جهت تضعيف نظام و دولت و رواج آن در جامعه مي باشد كه بدينوسيله هم مي توانند مردم و دولتمردان رامحك زده و هم آرامش جامعه به خطر مي افتد . در اين جهت نيز شايعات زيادي در اين ايام ايجاد شده و بوسيله برخي افراد داخلي بر ابن شايعات دامن زده شده است كه شايعه فوت و بيماري مقام معظم رهبري ، اختلافات رهبري با رئيس جمهور ، بي تدبيري دولت در مورد مسئله هسته اي و احتمال تغيير تيم هسته اي ، احتمال استيضاح رئيس جمهور از سوي مجلس ، حمله آمريكا و اسرائيل به ايران و ... از آن جمله مي باشند.
همانطور كه گفته شد شايعه بيماري سخت مقام معظم رهبري يكي از مواردي است كه درواقع ريشه آمريكايي و اسرائيلي داشته و درجهت تضعيف نظام وايجاد ياس در نيروهاي انقلابي ايجاد گرديد. اولين بار اين مورد توسط مايكل لدين از چهره هاي فعال آمريكايي در زمينه براندازي جمهوري اسلامي مطرح شد و رسانه هاي بزرگ جهاني نيز به آن دامن زدند و كار به جايي رسيد كه مايكل لدين شايعه فوت رهبري را نيز چنين بيان نمود : (( به نظر مي رسد كه در واقع خامنه اي فوت كرده و يا در حال فوت است و نظام ايران تلاش دارد ارزيابي كند كه اگر اين خبر اعلام شود ، چه اتفاق و واكنشي خواهد داشت و واكنش مردم چه خواهد بود. ))
اگر چه حضور رهبري در مراسم اعطاي سردوشي به افسران و فارغ التحصيلان ارتشي ، سخنراني ايشان در روز عيد غدير ، ديدار با دست اندركاران حج و حضور در مراسم عزاداري سرور و سالار شهيدان و... خود گوياي بي اساسي اين شايعات مي باشد ليكن سخنان اخير رهبري در جمع فرماندهان و اعضاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران پاسخي قاطع به اينگونه شايعات بود . ايشان ضمن بيان اين مطلب كه عمليات رواني و شايعه پراكني اخير دشمنان نشانه ضعف و استيصال آنان است فرمودند : (( دشمنان نظام اسلامي شايعات مختلفي درباره فوت و بيماري درست مي كنند تا شايد چند روزي روحيه ملت را تضعيف كنند ، اما آنها نمي دانند كه در ايران با يك شخص روبرو نيستند بلكه با ملتي روبرو هستند كه در پاسخ به توطئه ها و حيله هاي دشمن روز 22 بهمن در سراسر كشور به خيابانها مي آيد و با فريادهاي پرشور، قدرت و هوشياري و استقامت خود را در دفاع از اسلام و انقلاب نشان خواهد داد.))
به هر حال اين وظيفه همه ماست كه بيداري و هوشياري و وحدت خود را حفظ كرده و درمقابل زيادي خواهي هاي دشمنان بايستيم.
شهرستان طبس بزرگترين شهرستان كشور از لحاظ وسعت جغرافيايي مي باشد كه داراي معادن بزرگ و متنوع و داراي تنوع زيستي زيادي است. در ژورنالهاي بين المللي نام طبس بعنوان بزرگترين منابع ذخيره ذغالسنگ در خاورميانه و محل شكست مفتضحانه و تاريخي آمريكا ديده مي شود. نگين سبزي در دل كوير تفتيده كه آنرا دروازه خراسان بزرگ - كه زماني شهره آفاق بود- مي دانند.
ليكن چندي است كه اين ديار مورد هجمه برخي از همسايگان خود قرار گرفته است. از جمله اينكه مطلع شديم كه شهرستان اردكان چندي پيش مساحت زيادي از زمينهاي اين شهرستان را بدون اطلاع ويا به هرطريق ديگر به نام خود ثبت نموده است كه اين ميزان حدود چهارصد ميليون متر مربع از اراضي اين شهرستان مي باشد و جالب اينكه منطقه حادث شدن شكست آمريكا كه بعنوان يادمان آن مسجدي با نام مسجد شُكردر آن ساخته شده است جزو همين مناطق است و لذا بايد گفت شكست آمريكا در صحراي اردكان نه طبس !؟ جاي سوال است كه اين كار به دليل كدامين هولوكاست صورت گرفته است ؟
نكته قابل توجه ديگر اينكه اين مورد ظاهرا در چندين سال پيش انجام شده ولي مسئولين طبس اخيرا از آن اگاهي يافته اند و تلاشها براي حل اين مشكل آغاز گرديده است. امام جمعه طبس نيز در خطبه هاي نماز در جمعه گذشته بدان اشاره و اعتراض نمود. ليكن اين اولين نقطه و اولين باري نيست كه اراضي اين شهرستان از سوي همسايگان مورد تصاحب قرار مي گيرد بلكه ما شاهد موارد ديگري نيز در ساير نقاط آن بوده ايم كه يا مشكل حل شده و يا در حال پيگيري مي باشد.
به هر حال اميدواريم كه اين مورد نيز با همكاري مسئولين شهرستان اردكان و تعامل آنان بامسئولين شهرستان طبس به زودي حل گردد.
حضور کم نماینده مردم طبس در این شهرستان و عدم دسترسی آسان مردم به ایشان یکی از انتقاداتی است که مطرح می گردد.لیکن روز گذشته ( جمعه ) وی به طبس آمده و در مراسم و جلساتی شرکت نمود. سپس ایشان در نماز جمعه حضور یافت و در جمع نمازگزاران ضمن ارائه گزارش کار خود ،در توجیه علت عدم حضور مستمر و دیدار با مردم در این شهرستان گفت : برای محرومیت طبس ، فردوس و سرایان همین بس است که این شهرستانها دارای یک نماینده مشترک می باشند ودر واقع بایستی گفت هر کدام از این شهرستانها یک سوم نماینده در مجلس شورای اسلامی دارند. این موضوع و مشغله کاری باعث ایجاد این مشکل می گردد .وی وعده داد که در دوره نهم مجلس شورای اسلامی،طبس یک نماینده مستقل برای خود خواهد داشت و در حال پیگیری این مساله می باشد . و نیز بیان داشت که من مسائل مربوط به مردم را پیگیری می کنم و اصولا اهل جنجال و سر و صدا نیستم و این در حالی است که بیشتر معضلات کشور بخاطر این است که ما بیشتر حرف می زنیم تا اینکه عمل کنیم .
دکتر امیرحسنخانی درادامه افزود : با توجه به اینکه طبس دارای بزرگترین معادن زغالسنگ خاورمیانه می باشد چرا باید کارخانه های وابسته و صنایع تبدیلی آن در شهرهای دیگر باشد هر چند که یکی از موانع ، مشکل کمبود آب است که این مشکل نیز با انتقال آب به طبس قابل حل است و فرماندار و امام جمعه و مسئولین شهرستان این موضوع را پیگیری می کنند.
نماینده مردم طبس ، فردوس و سرایان در ادامه گفت احتمال وجود نفت و گاز در طبس می باشد که در حال پیگیری هستیم که این موضوع مورد بررسی قرار گیرد.
وی در خصوص انتقال گاز به طبس اظهار داشت که مناقصه پروژه گاز بشرویه انجام شده و به پیمانکار تحویل گردیده است و بعد از بشرویه ، پروژه گاز طبس نیز انجام خواهد گردید.
دکتر امیرحسنخانی گفت : من نگران توسعه طبس نیستم و با برنامه هایی که پیش بینی شده است قطعا طبس توسعه پیدا خواهد کرد ولی نگران کننده اختلافات بین مردم است .
ایشان در ارتباط با قطعنامه صادره علیه ایران ، ضمن اشتباه خواندن نظراتی که برگزاری کنفرانس هولوکاست و صحبت برخی از افراد مبنی بر حق ایران در فناوری هسته ای را علت صدور این قطعنامه می دانند ، گفت : اگر بخواهیم بر این مسائل و مشکلات فائق شویم هیچ راهی جز صبر مردم و تلاش مضاعف مدیران وجود ندارد.
در انتهای صحبت وی درخواستی را از مسئولین استانی مطرح نمود و گفت : بایستی مسئولین استانی در سفر رئیس جمهوری به استان یزد یک پروژه ویژه را برای طبس در نظر داشته باشند.
بارها در خصوص قرآن و اهمیت،جایگاه و نقش آن در تربیت انسان و جامعه و لزوم تلاوت آن مطالب زیادی شنیده و یا خوانده ایم.ولی انصافا چقدر در خصوص این کتاب الهی با خود اندیشیده ایم؟
چرا می گوئیم انسان ساز ؟
آیا امروزه با رشد و پیشرفت علوم و دانش بشری ، نیازی به تعلیمات قرآن داریم ؟
مگر غیر از این است که بسیاری از مطالب آن مربوط به گذشتگان و دوره خاصی از تاریخ (دوره پیامبر (ص))می باشد ؟
این موارد و بسیاری دیگر، سئوالاتی هستند که شاید به ذهن ما خطور کند.لیکن پاسخ همه آنها این است که در قرآن بيندیشیم.
قرآن کتاب انسان ساز است به این معنا که اگر تعلیمات آن به کار بسته شود انسان در مسیر تکامل واقعی قرار می گیرد. مگر نه این است که اخلاق برای هر انسانی در درجه اول اهمیت قرار دارد به نحوی که حتی اگر سوال شود مهمترین معیار انتخاب همسر چیست غالبا اخلاق را به عنوان گزینه اول انتخاب می کنند چرا که جمال ، ثروت ، شهرت و ... بدون حسن خلق ارزشی ندارد. و خارج از این مورد نیز باید گفت که علم ، امکانات ، ثروت ،شهرت ، قدرت و همه چیزهایی که انسان به دنبال کسب آنهاست در واقع همه برای یک هدف می باشند و آن کسب آرامش و ارضاء روحی انسان است .
قرآن نیز با تعالیم ارزشمند خود انسان را به سوی فضائل اخلاقی رهنمون می سازد و راهی را به انسان می نمایاند که نهایت آن آرامش و کمال روحی است.
ممکن است بسیاری از آیات قران در ظاهر موضوع و یا مخاطب خاصی داشته باشند لیکن در باطن و پیام آیات بایستی تامل و تعمیق كرد. بسیاری از آیات خطاب به پیامبر (ص) و یا افراد دیگری مي باشد.مثلا در جایی خطاب به مسلمانان می فرماید : لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی یعنی در محضر پیامبر(ص) صدای خود را بلند نکنید ( بلند تر از پیامبر سخن نگویید) .در نگاه اول ممکن است با خود بگوئیم این آیه خطاب به مسلمانان صدر اسلام است و مربوط به این زمان نیست اما یکی از آموزه های این آیه این است که در محضر بزرگان به رسم احترام بایستی با آرامی سخن گفت.
و نیز در آیاتی مشرکان و بت پرستان مورد خطاب هستند . با تامل که به آن بنگریم در می یابیم که امروزه هم بسیاری از ما ممكن است در زمره مشرکان قرار گيريم چونکه گاها چیزهای دیگری را شریک خدا قرار مي دهيم مثل پول ، شهوت و ... .
وظیفه انسان این است که تحت فرمان خداوند باشد و در صراط او قدم بردارد و کارها با نیت خدایی انجام گیرد لیکن آیا واقعا ما تابع فرمان الهی هستیم یا اینکه در اختیار شهوت و پُست و مقام و پول و ... هستيم؟ پس به این نتیجه می رسیم که خطاب قرآن به مشرکان ، بسیاری از ما را نیز شامل می شود.
متاسفانه بسیاری از ما قرآن را اگر هم می خوانیم بدون تعمق در معنای ژرف آن است و این در حالی است که کسانی دیگر و افرادی غیر مسلمان ژرفای کلام خداوندی در قرآن را در یافته اند و از این رو تحقیقات زیادی بر روی این کتاب الهی انجام داده و می دهند و جالب اینکه اولین کسی که با عنوان تاریخ قرآن کتابی را تالیف نمود یک دانشمند آلمانی به نام پرفسور تئودور نولدکه می باشد.
با توجه به نیاز امروز بشر به تعالیم الهی و به ویژه وجود معضلات اخلاقی بایستی رویکرد جامع و هر چه بیشتری به قرآن بعنوان بزرگترین دایره المعارف اخلاقی و تربیتی که می تواند متضمن پیشرفت مادی و معنوی انسان ها و جوامع شود ، نمود . و نیاز است که برای نشر فرهنگ والای قرآن و به منظور کاربردی کردن این تعالیم ، سیاست گذاری دقیقی صورت پذیرد و با تخصیص اعتبارات لازم و نیزبا استفاده از ابزارها و مولفه های تاثیر گذار و جذاب و نوین در این راستا حرکت نمود .


